تبلیغات
فصلی تازه - درسهایی كه دانستنش بد نیست درس ششم
اطلاعیه ها
درسهایی كه دانستنش بد نیست درس ششم
تاریخ ایجاد مطلب : دوشنبه 25 بهمن 1389.:نویسنده: حسین


درس ششم :

یه مرد ۸۰ ساله میره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه:....

به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

كابر گرامی نظر فراموش نشود.

یه مرد ۸۰ ساله میره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه: خب  بذار یه داستان برات تعریف كنم. من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه.
اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده.. یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل!
همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش شكارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ كشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امكان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دكتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت در مورد چیزی كه مطمئن نیستی نتیجه كار خودته ادعا نداشته باش

كابر گرامی نظر فراموش نشود.



موضوع: آموزنده , 
برچسب: داستان ,  بد نیست بدونید . ,  درس ششم , 
نظرات ()